X
تبلیغات
رایتل
علم اعداد
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1384
حساب جمل و شاهکارهائی از آن

حساب جمل و شاهکارهائی از آن

 

دکتر ابوالفتح حکیمیان

 

قرنهاست شاعران و ادیبان فارسی‌نویس پارسی‌سرای، حوادث تاریخی و وقایع و اتفاقات جالب نظر را در خلال عبارات کوتاه یا در قالب ابیات و مصراعها منعکس می‌کنند و به اصطلاح «مادة تاریخ» می‌سازند. ببینیم این مسئله کی، از کجا و چگونه نشأت گرفته و چه‌سان به ادب فارسی راه یافته است؟

 

حساب جمل

غرض از حساب جمل، شمارش به وسیلة حروف ابجد است که در هشت کلمة «ابجد، هوز، حطی، کلمن، سعفض، قرشت، ثخذ و ضظغ» متضمن تمام حروف الفبای عربی، جمع آمده است. از میان این کلمات، نُه حرف اول یعنی ابجد، هوز، حُطّ به ترتیب نمایانگر ارقام یگان یا آحاد، از یک لی نُه، حروف نُه‌گانة بعد، از «ی» الی «ص» دهگان یا عشرات و الباقی حروف، نمایندة سدگان و مآت است.

ابونصر فراهی صاحب نصاب گوید:

            یگان‌یگان شمر ابجد حروف تا حطی

چنانکه از کلمن عشر‌عشر تا سعفض

            پس‌آنگه‌از‌قرشت تاضظغ شمرصدصد

دل‌ازحساب جمل شد‌تمام مستخلص

بیرونی در «التفهیم» پیرامون نحوة تحریر این حروف آورده است: «اگر عدد از مرتبه‌های بسیار بود چون آحاد و عشرات و ملئین، نخست بزرگتر باید نبشتن چون صدگان که نخست باید نبشتن آنگاه دهگان. اگر هزار و دو باشد (غب) باید نبشتن اگر دوهزار باشد (بغ) باید نبشتن. زیرا که چون خُرد بر بزرگ، مقدم شود او را از (غب) جدا کند و دلیل باشد که از بهرمرادی کرده باشد».

به استنباط از سخنان بیرونی توان گفت که منظور وی انعکاس اعداد ترتیبی از طریق حروف ابجدی بوده است و هنوز هم برخی مؤلفان، خاصه در تنظیم شماره صفحات دیباچه‌ها از آن استفاده می‌کنند وگرنه آنچه از حساب جمل در مقالة حاضر مراد ماست رعایت ترتیب اعداد و ضرب آنها در یکدیگر نیست و شعرا و نویسندگان در تنظیم مواد تاریخ، چنان آداب و ترتیبی را مطمح نظر قرار نداده‌اند.

دهخدا گوید: «بنابر گفتة بیرونی، هرگاه حرف بزرگتر پیش از حرف کوچکتر باشد جمع خوانده شود و هرگاه حرف کوچکتر پیشتر آید ضرب خوانده شود و لیکن این قاعده در مادة تاریخها که در شعر می‌آید اجرا نگردیده است».

آنگاه میفزاید: «گاهی نویسندگان و کُتّاب قدیم در مواردی اعداد را به جای حروف می‌نوشتند از جمله وقتی میخواستند کلمه‌یی مقدس را به خامه آورند برای آنکه آن کلمه و حروف مقدس از تماس با دستهای آلوده و ناپاک مصون باشد آنها را با اعداد نشان میدادند چنانکه محمد را به صورت (40، 8، 40، 40، 4) می‌نوشتند».

در مورد پیدایی هشت کلمة ابجد، هوز…..الخ تهازی آورده است: « و در حدیث آمده که ویل‌لعالم جهل‌من تفسیرالابجد و معنی ابجد اینست: ابجد یعنی حضرت آدم علیه‌السلام آلودة گناه شد، هوز یعنی آن حضرت پیروی نفس خواهد کرد و ازین‌رو نعیم بهشت ازو زائل گردید. «حطی» یعنی گناهان آن حضرت در نتیجة بازگشت به حق و طلب آمرزش ازو عزاسمه مانند برگ درخت بریخت، «کلمن» یعنی آن حضرت به کلماتی متکلم شد تا توبة او موقع قبول و بخشایش خداوندی واقع گردید. «سعفض» یعنی دنیا بر آن حضرت تنگ شد پس خود را به خدا بازگذاشت. «قرشت» یعنی به گناه خود اقرار آورد و خداوند نیز به کرامت و بزرگواری بدو نیکی فرمود. «ثخذ» یعنی آن حضرت از حق نیرو گرفت. «ضظغ» یعنی به عزیمت لااله‌الا‌الله محمد رسول‌الله دل قوی داشت» اما مؤلف اصول دستور زبان فارسی آورده است: «گویند مرمربن مره که از مردم طی بود و خط عربی را وضع کرده هشت پسر داشته و این هشت کلمه نام پسرهای وی میباشد». مع‌هذا نخجوانی صاحب «مواد التواریخ» که برحسب تصادف، این دو کلمه، خود متضمن مادة تاریخ شمسی آغاز کتاب مزبور و در گزینش و برداشت شواهد، مورد مراجعة نگارنده بوده است گوید: «معلوم نیست این اعداد در چه زمانی وضع شده و واضع آن کیست؟ پاره‌ای مآخذ و مدارک موجود است که تاریخ استعمال حساب جمل را نزدیک به اوائل اسلام میرساند».

  منبع: http://www.ichodoc.ir/p-a/CHANGED/171/html/171-55.HTM


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 87281


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها