X
تبلیغات
رایتل
علم اعداد
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1384
علم‌الحروف و نظریات حروفیان

 

توجه به حروف الفبا، تنظیم آنها به صورت ابجد و هوز….و بهره‌گیری از آنها برای ترتیب مواد تواریخ ظاهراً متأخر از آنست که گروهی از قدیم‌الایام می‌پنداشتند حروف الفبا دارای رمز خاص و معانی پوشیدة ویژه‌ای است که اگر مفسران از آن آگاهی نیابند به تمام معانی و مفاهیم قرآن نمی‌توانند راه یافت. هواداران این مشرب خرافی را که در اوائل اسلام در افکار جماعتی ریشه دوانده بود حروفیه یا حروفیان نامیده‌اند. حروفیان موفق شدند تا قرن هفتم هجری در ایران و ترکیه و برخی کشورهای دیگر آراء و عقائد خود را تبلیغ کنند اما با شدت عمل دولتهای وقت مواجه شدند و سرانجام به خاموشی مطلق گراییدند.

ابن‌الندیم صاحب «الفهرست» ضمن شرح افکار معزمین یعنی دعانویسان و افسونگران، آنان را دو گروه انگاشته، یکی را پیروان طریقة محموده و روش پسندیده و گروه دوم را صاحبان معتقدات مذموم و ناپسندیده نامیده است. همو گوید: «نخستین کسی که در اسلام به این علم پرداخت ابونصراحمدبن هلال بکیل بود». از معروفترین هواداران حروفیه در ایران فضل‌الله استرآبادی است. دهخدا گوید: «فضل‌الله استرآبادی با بیان معنی‌های شگفت‌انگیز برای آیه‌های قرآن و سخنان پیغمبر اسلام، دین نوی پدید آورد و بنیاد تفسیرهای خود را بر اصالت حروف نهاد وی میگفت هر که بخواهد راه به معنی درست کتابهای آسمانی و سخنان پیغمبران پیشین ببرد باید با معنی و خواص و راز حروف آشنا شود».همچنین ادوارد براون در کتاب خود «از سعدی تا جامی» ذیل «الجایتو خدابنده لقب الجایتو شاه خربنده» گوید: «بعد از غازان برادرش الجایتو پسر دیگر ارغون در 31 ژوئیه 1305م به تخت نشست و ملقب به الجایتو محمد خدابنده گردید. در آن وقت بیست و چهار سال از عمر او می‌گذشت. در زمان کودکی برحسب میل مادرش اروک خاتون غسل تعمید یافته و به نام نیکولاس دین مسیح گرفت لکن بعد از آن زوجه‌اش که در عهد شباب با او مزاوجت کرده بود او را به دین اسلام آورد. در جوانی عنوان عجیبی بر او نهاده و خربنده‌اش لقب دادند. ولی بعد از آن این اسم تغییر کرد و خدابنده لقب یافت. رشیدالدین وزیر در دیباچة جلد اول تاریخ بزرگ خود قطعة ذیل را در باب این نام سروده است:

            دوش   در   نام   شاه   خربنده

فکر  میکرد  ساعتی   بنده

            که‌مگر معنیئی دراین اسم‌است

که‌ازآن غافل‌است‌خواننده؟

            از  درون  حرم  به  گوش  آمد

کای هواخواه  شاه فرخنده

            معنییی‌درحروف این‌لفظ است

که‌به‌شاه است‌سخت‌زیبنده

            عقد  کن  از  ره  حساب جمل

یک‌به‌یک‌حرف‌شاه‌خربنده

            تا  بدانی  که  هست  معنی  آن

« سایة  خاص  آفریننده »

            سرّ  این  اسم   چون   بدانستم

جمع  شد  خاطر پراکنده

            کردم   ادراک   معنی  و  گفتم

شاه   خربنده   باد  پاینده

            آفتاب      جلال      سلطنتش

از   سپهر   دوام    تابنده

. . . .ظاهراً برحسب علم حروف نزد مسلمانان همچنان نزد یهود،  کلماتی که مقدار عددی آنها متساوی است دارای یک خاصیت‌اند ازین‌رو خاصیت نام شاه خربنده برابر است با پانزده حرف سایة خاص آفریننده».

 

مسئلة بیّنات وزیر

شرح بینات وزیر از این قرار است که حروف الفبای عربی را بدانگونه که تلفظ می‌شود بنویسند مانند «جیم» و «قاف»، «لام» و نظائر آنها. در این صورت، اولین حرف آنها را زبر و مابقی را بینات گویند.

شیخ بهائی در آغاز کتاب «جامع عباسی» که به نام شاه عباس اول تألیف داده ضمن قطعه‌ای جمله‌ای آورده است که به طریق محاسبة بینات وزیر، اسم شاه را از آن می‌توان کشف کرد. نخست، قطعه‌را یادآور شویم:

            شاه     عباس   خسرو    ایران  

تاج‌بخش شهان  و شاه  جهان

            حق‌نمود اندرین ‌خجسته‌لقب

نکته‌ای‌بس‌عجیب‌ورمزعجیب

            که  چو  این  نام بر زبان رانند

«  خلدالله    ملکه  »   خوانند

            بینات      وزیر     اگر    دانی

یابی  این نکته  را  به  آسانی

            تا ابد ملک ملِک شاه‌من است

بینات  وزیر  گواه  من  است

شرح بینات وزیر در قطعه مزبور چنان است که از حروف تشکیل دهندة جملة «خلدالله ملکه» یعنی به ترتیب تلفظ کامل آنها: خا، لام، دال، لام، لام مشدد، ها، میم، لام، کاف، کاف و ها هرگاه زبر را حذف کنیم بینات آن معادل رقم 439 خواهد بود و این درست معادل نام «شاه‌عباس» است.

این مسائل نشان می‌دهد که اعتقاد داشتن به خواص حروف، جسته‌گریخته تا قرن یازدهم نیز در اذهان رسوخ داشته است. اینک باید بگوییم بهره‌برداری از حروف الفبا برای انعکاس و بیان مواد تاریخ، نیازمند هنرمندی و مهارت و تسلط خاصی است که نصیب همگان نشود. مؤلف «موادالتواریخ» گوید: «فن [ترتیب] مادة تاریخ از ظرائف فنون شعریه است و اغلب آنرا جزو صنایع مستظرفه مانند موسیقی و نقاشی و امثال آنها دانسته‌اند و مربوط است به حساب ابجد یا حساب جمل… بعضی اسامی و اشارات و محاسبات نجومی را در زمان قدیم بیشتر به حساب جمل بکار می‌برند» آنگاه میفزاید: «قدیمتر از نیمة دوم قرن پنجم مادة تاریخی به حساب جمل یا حروف مقطعة ابجد از فارسی‌زبانان به نظر نرسیده…. عمده محسنات مادة تاریخ آنست که در قالب شعر و جملات لطیف و ظریف گفته‌اند و مشتمل بر لطائف و صنایع شعری است».

 

جمع و خرج و تعمیه

هنرمندی و هنرنمایی در ترتیب و تنظیم مواد تواریخ، در دو مورد به اوج میرسد: یکی آنکه پردازندة مادة تاریخ، عبارتی را در داخل کلام دیگر بگنجاند یا چیزی از آن بکاهد که هر کدام دارای مفهوم خاصی است و در نتیجة جرح و تعدیل با به اصطلاح «جمع و خرج» و با استفاده از ایهامات و تجنیسات و توریه و صناعات ادبی دیگر سرانجام، مادة تاریخ موردنظر کشف شود دیگر آنکه قصائد و قطعات طولانی پردازد که هر کدام از مصرعهای آن حامل مادة تاریخ موردنظر اوست بی‌آنکه در ارکان و اجزاء شعر خللی وارد شو یا لطفاً و معناً به تکلف و تصنع گراید. این هر دو گاهی تا حد اعجاز در سرود‌ه‌ها و نوشته‌های ادبا ملاحظه می‌شود و ضمن مقالة حاضر به آنها اشاره خواهد شد.

از شاهکارهای جمع و خرج یکی ساخته شیخ بهائی است که در تاریخ بنای حمامی معروف به حمام شیخ بهائی ساخته است:

            چون یکی از درون برون آید-«صحت و عافیت» بود تاریخ

لطف معنی روشن است اما برای دریافت تاریخ بنای حمام، از مجموع «صحت و عافیت» باید ارقام «یکی» یعنی چهل کسر شود.

تاریخ وفات «خادم» را که از شعرای زمان نادرشاه افشار بود مشتاق اصفهانی بدینگونه طرح کرده است:

 

            مشتاق خسته‌دل پی تاریخ رحلتش-گفتا ز بوستان سخن رفت بلبلی

در این بیت که مقطع قطعه‌ای است «بوستان سخن» برابر 1229 و «بلبل» معادل 74 است که چون بلبل از بوستان برداشته شود 1115 سالمرگ خادم خواهد بود.

پس از مرگ آغامحمدخان قاجار که در عین حال سرآغاز سلطنت «باباخان» یعنی فتحعلیشاه قاجار بود فتحعلیشاه صبا ملک‌الشعراء آن دربار قصیده‌ای ساخت که مقطع آن بیت زیر است:

            رقم زد منشی طبع صبا از بهر تاریخش-زتخت آغامحمدخان شدو بنشست‌باباخان

در شرح بیت از طری جمع و خرج باید گفت  که کلمة تخت معادل رقم 1400 و «آغامحمدخان» برابر 845 است و وقتی آندو را از هم منها کنیم و الباقی را به باباخان که معادل 657 است بیفزاییم رقم 1212 پدید میآید که تاریخ موردنظر شاعر است.

از شاهکارهای این شاعر، یکی هم منظومه‌ای است که به مناسبت رحلت رضاقلیخان هدایت صاحب مجمع‌الفصحاء در 1288 ساخته و بیت شاهد این است:

            همی بدانی تاریخ رحلتش به درست-«دوازده چو کنی از هزاروسیصد کم»

قطعاً خوانندگان عزیز به لطف معنی توجه دارند و با احتساب ابجدی مصراع اخیر، لفظاً و معناً تاریخ موردنظر را توانند یافت.

حاج میرزا حسن جابری‌انصاری در تاریخ قتل ناصرالدینشاه و جلوس مظفرالدینشاه گفته است:

            در سّر ازل رمزی است کز بارگه دارا-چون رفت‌برون ناصربنشاند مظفررا

«بارگه دارا» معادل 434 و «ناصر» برابر 241 است و چون به طریق جمع و خرج از هم کسر شود و الباقی را به ارقام «مظفر» بیفزایند 1320 هجری قمری حاصل خواهد شد.

بهره‌برداری از حساب جمل از طریق جمع و خرج وقتی پیچیده‌تر شود آنرا «تعمیه» یعنی معماگویی نامند. از جمله میرزا علی‌قلی داغستانی متخلص به واله پس از اتمام تذکره‌الشعرائی که خود ترتیب داده بود رباعی ذیل را به طور معما ساخت:

            این تذکره چون فرح‌فزای دل شد

تاریخش را دل از خرد سائل شد

            گفتا ز ریاض‌الشعراء رفت خزان

وردی چو بهار سرزده داخل شد

حل معما بدین قرار است: از ریاض‌الشعراء که معادل 1613 است باید ارقام خزان یعنی 658 وضع شود. «ورد» که گل سرخ باشد وقتی می‌تواند سرزده داخل شود که حرف اول آن یعنی واو را حذف کنند و در این حال برابر 214 خواهد شد و با افزودن به الباقی ارقام قبل معادل 1169 یعنی تاریخ تألیف تذکره می‌شود.

مورد زیر شاید از مقولة جمع و خرج و تعمیه بیرون باشد اما در حد خود سرشار از ذوق و لطافت است و تاریخ درگذشت کریمخان زند را داراست:

            کریم زند چو از دار بی‌قرار گذشت

سه از نود نوداز صد صداز هزارگذشت

(1193)


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 98673


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها