X
تبلیغات
رایتل
علم اعداد
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1384
قصیدة معجزیّه

 

شاعرانی که از طریق قصیده‌سرایی به ساختن و پرداختن مواد تاریخ همت گماشته‌اند دشوارترین راه را در این اقتراح پیش کشیده‌اند خاصه آنکه بسیاری قصائد، مصراع به مصراع، حامل یک مادة تاریخ باشد. چون نقل تمام یا حتی برخی قصائد از حوصلة این گفتار خارج است به بخشی از آنها اشاره آنگاه قصیده‌ای از ناطق اصفهانی را که به جهات عدیده «قصیدة معجزیه» نام یافته است تماماً نقل می‌کنیم:

خواجه حسین هروی از شعرای دربار جلال‌الدین اکبر پادشاه هند قصیده‌ای غرّا در بیست و نه بیت ساخته که مصرعهای اول آن متضمن تاریخ جلوس آن پادشاه 963 و مصرعهای دوم شامل تاریخ تولد پسرش شاهزاده نورالدین محمد جهانگیر به سال 977 است. قصیده با این مطلع آغاز می‌شود:

            لِلّله الحمد از پی جاه‌وجلال شهریار (963)

گوهر مجد ازمحیط عدل‌آمد درکنار(977)

            گلبنی اینگونه ننمودند بر دور چمن (963)

لاله‌ای اینگونه نگشود ازمیان لاله‌زار(977)

تا آنجا که گوید:

            مصرع اول زوی سال جلوس پادشاه(963)

از دویم مولود نور دیدة  عالم  برآر (977)

یکی دیگر از قصائد، قصیدة فتح‌الله کردستانی متخلص به خرم است که مصرعهای اول آن شامل تاریخ آغاز ساختمان مسجد جامع کردستان یعنی 1227 و مصراعهای دوم متضمن تاریخ انجام آن و دارای رقم 1228 است. قصیدة مزبور 33 بیت دارد و دو بیت آخر آن بدینگونه است:

            تا  بوَد  از  بهر  تحمید و دودِ لم یزل

جرگة  کروبیان در مسجد  گردون  مکین

            دار   احسان  امان‌الله خان  بادا  مدام

مجمع‌طاعات واحسان منهج صدق ویقین

قصیدة دیگر از میرزا علی‌اصغر محیط از شعرای رضائیه است که به سال 1322 قمری در تاریخ وفات فاضل شربیانی از اعاظم علمای آذربایجان ساخته و تمام مصراعهای آن جامع تاریخ مزبور است و قصیده دارای بیست و نه بیت می‌باشد.

صرفنظر از قصائد دیگر که هر کدام به جای خود یک اثر هنری کم‌نظیر و بعضاً شاهکاری می‌تواند به شمار آید از قصیدة اعجاب‌انگیز میرزا محمدصادق اصفهانی متخلص به ناطق نام می‌بریم که به حق از همه لحاظ دنیایی اعجاز است. وی از متبحّران تنظیم مادة تاریخ و صاحب قصائدی است که مصراع به مصراع نشانگر رقمی خاص است بی‌آنکه در ارکان و اجزاء سروده‌هایش ضعف و تصنعی راه یابد. قصیدة معجزیه که ذیلاً نقل خواهیم کرد در تاریخ تذهیب گنبد مطهر آستانة حضرت معصومه علیهاسلام از طرف فتحعلیشاه قاجار به سال 1218 هجری ساخته شده و نه تنها فردفرد مصراعهای آن بلکه عبارت «این قصیده مسمی به قصیدة معجزیه است» و «شصت و دو بیت» و «یکصد و بیست و چهار مصراع» همچنین «بسم‌الله الرحمن‌الرحیم»، «باسم موجود کریم» متضمن مادة تاریخ مزبور است. نگارنده را به دیوان ناطق اصفهانی دسترسی حاصل نشد و ناچار قصیدة معجزیه از سه منبع: موادالتواریخ، چنتة درویش و مجله کانون سردفتران (شماره 9 سال سیزدهم) برداشت شد:

این  قبه  گلبنی  است  بزیور  بر آمده

یا پاک گوهری است پرازگوهرآمده

این  دوحه ‌ایست  کامد از  جنت‌العلا

یا کوبکی است سعد و منور برآمده

این زیب عرش یا که ‌بود گوی آفتاب

یا نور  حق که  بر  همه اشیا برآمده

این  قبه را چه  اوج که با  ارتفاع  آن

صدرفلک به چشم ملک احقر آمده

وین‌قبه ‌راست جای ‌به ‌جایی‌که پایه‌اش

از اوج مهر و ماه و زحل  برتر آمده

وین  قبة  رفیع  بجایی  رسانده  قدر

کز  قدر  با  سپهر برین هسمر آمده

وین‌قبه وزمین زهمین رفعت‌وجلال

عرشی  بدهر  با  فلکی  دیگر  آمده

وین‌صحن‌به‌زصحن‌جنانست‌بهرآنک

آبش به از  بقا  و  به  از  کوثر  آمده

از دل  سؤال کردم  و گفتم  مرا  بگو

کین‌صحن‌از چه‌رو زجنان بهترآمده؟

دل درجواب‌گفت‌که ‌اینک‌درین‌سؤال

عقل طویل قاصر و فهم  اقصر آمده

بهتر بود بحسن و  علو از جنان درآن

مسکن که بنت موسی‌بن‌جعفر آمده

زهرا عفاف  فاطمة بنت  موسی آنک

بر وی شرف ز فاطمه و حیدر آمده

معصومه[ای] که در ره ایوان اقدسش

ازقدر وصدق حور و پری‌چاکر آمده

شهرزاده[ای]که ‌هر دو سراجدش ‌از عطا

با   طالبان  مذهب  حق  یاور  آمده

مخدومة  مکرمه  آن نجم  اوج  دین

کز مهر و ماه رای نکوش انور آمده

ازاوج‌علم وفضل و ادب‌کوکب جمیل

وزدُرج حلم‌ومجد‌وشرف‌گوهرآمده

جدّ آمده رسول حق وجده‌اش بتول

با یمن  عصمت از پدر و مادر آمده

یک  جد او نبی  شرف  کل کائنات

کزجود حق زجمله رُسل مهتر آمده

یک‌جداو‌علی است‌که ازعون ‌کردگار

در روز جنگ صفدر و نام‌آور آمده

یک‌جد او حسین علی‌آنکه در سخا

مولای  عاصیان  و شه محشر آمده

جد دگر علی حسین‌است کز کرام

دین داور ورحیم و رهی‌پرور آمده

باشد علی برادر  وی  آنکه  نور ماه

عکسی ز نور اوست بدنیی برآمده

موسی‌کاظم آمده  باب وی  وز  آن

احسان‌وعدل‌وجودوسخا بی‌مرآمده

نه به  ز جده‌اش بجهان فطرتی نکو

نه  مثل جد  عالی آن  صفدر آمده

برمسلمین زمجد وهمم‌کرده ‌سروری

بر زایرین  بجود و کرم رهبر آمده

روی زمین  ز درگه  او  یافت آبرو

پشت  فلک  بسجدة او چنبر آمده

روی امید جملة  عالم باین در است

حاجت‌هرآنچه‌بوده ‌از ین دربرآمده

فوج ملک ز شوق دمادم گشوده پر

وزعرش برزمین پس‌یکدیگر آمده

یکجا  ز بهر چاکری ز ایران اوست

یکجا  ز  بهر خادمی  آن  در آمده

کردم بدل خطاب‌که این قبة چنین

قدر ازکه‌یافت ازکه‌بزیب‌وفرآمده؟

گفتا  ز لطف  ایزد  قاآن  عصر  آن

کاو را ز لطف فتحعلی  یاور آمده

سلطان  عهد  فتحعلیشاه  آنک  ازو

بستان ملک و گلبن‌جان ‌را برآمده

آن   پادشاه  کز  اثر عدل  و  داد  او

شهباز وکبک همپرو هم‌شهپرآمده

آن  خسرو  زمین که  باوج قدوم او

اورنگ ملک را بفلک  سر برآمده

کشورگشای  عالم و زین  ملوک  آن

کز او کمال وقدر بهر کشور آمده

فرماندهی که نزد کمین بندة سراش

هر شاه  بوده  بنده و فرمانبر آمده

عبد و طیع و بنده و فرمانبرش زجان

کسری ورای‌وسنجرواسکندرآمده

خاقان برای بندگی  او ز ملک چین

از  طرف  روم زایر او قیصر آمده

از بهر سود  بر درِ دربار  عدل  وی

نوشیروان زدجله روان از سرآمده

وی را هزار بنده بود کز  شکوه‌شان

هربنده‌صدملکشه و صد سنجرآمده

هم آن  بداوران  ز سخا  آمده کفیل

هم آن بسروران زعطا سرور آمده

تا امن شاه آمده  دادار  ملک و دین

تا عدل شاه صاحب بوم وبر آمده

تیهو جلیس ومونس باز جری‌شده

آهو انیس و حارس شیر نر آمده

از عالمش برون صف ‌میدان حربگاه

ازانجمش فزون سپه ولشکرآمده

رمح‌وحسام‌آن شه‌دوران بگاه حرب

بیضا بچنگ‌گاهی و گاه اژدر آمده

انجم سپاه و ماه رکاب و فلک خیام

مهر از برای شاه همی افسر آمده

شمشیر وبزم‌و مجلس‌و میدان ‌و طبل‌وی

زاوصاف‌هریک‌ازدگری ‌اشهرآمده

از  قهر  او   ببزم  ولی  آمده  ضیا

از کین او بحلق عدو خنجر آمده

هر  روز  بهر چاکر آن  داور  زمین

خنگ فلک  بطوع بزین زر آمده

دربحرجود وبرج‌عطا حلم وبیدقش

آن‌آمده است‌لنگرواینمحورآمده

دوران‌جمال‌مجلس‌وی‌راچودیدگفت

مهری زاوج جودسوی‌خاور آمده

نه بِه زوی بزیر فلک بوده است شاه

نه مثل او  بروی زمین داور آمده

این قبه زیب ، زین شه والاتبار دید

کز سرو قدر داور بحر وبر آمده

چون‌قبه‌یمن‌وزیب‌بزر داد‌دهرگفت

زین قبة رفیع گهر  بر  زر  آمده

گفتم ز جود شاه بعالم قصیده [ای]

کز آن دهان فکر پر از شکر آمده

کردم رقم ز یمن الاه این قصیده را

کز یمن آن بدفتر من جوهرآمده

ابیات این قصیده هرآن یک بدلبری

مانند حسنِ روی بتان  دلبر آمده

گفتم قصیده[ای] که‌چنان لعل پربها

مقبول طبع و قابل هر اشعر آمده

هرمصرعی‌ازین چویکی‌حور‌لاله‌رو

هر بیت‌آن دو ماه پری پیکر آمده

«ناطق» دعابگو که‌بمرآت طبع‌وعقل

پیدا  دعای  شاه  عطاگستر  آمده

تا اسم نرگس آمده  و لاله در زمان

تا  نام  اصفر آمده و احمر  آمده:

چهر موالی شه و روی عدوی  شاه

از شوق، احمر وزعنا،اصفر آمده

 

از نوادر حساب جمل

خان خانان متخلص به «رحیم» از دانشمندان هند در تاریخ فتح کجرات توسط اکبرشاه هندی مادة تاریخی یافت که هم روز و ماه و سال واقعه را معین کرده و هم به چهار زبان عربی، فارسی، ترکی و هندی متضمن رقم 1011 شده است:

1-         یوم‌        الاحد ثانی ربیع‌    الاول.

4-         روز یکشنبه دوم ربیع‌         الاول.

6-         یکشنبه گونی ربیع‌الاول آیونک ایکسی.

7-         اتوار ربیع‌الاول کی دوجی.

 

نقش اسامی خاص

تاریخ مخحصن شدن حسن صباح در قلعة الموت، همان «الموت» برابر 477 است. از عجایب وقایع، ماجری قتل «میرزا شاه حسین اصفهانی» وزیر شاه اسماعیل اول صفوی است که به سال 929 اتفاق افتاد و این رقم درست معادل حروف نام اوست. همچنین در تاریخ وفات «کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی» که توسط حقیقی نخجوانی استخراج شده برابر حروف نام وی یعنی 635 است. تاریخ وفات «آقارضی» قزوینی متخلص به سرور توسط میرزا حسن تأثیر تبریزی بدین ترتیب دریافت شده است:

            پی  تاریخ  او  گردید  فکرم

همان «آقارضی» تاریخ او شد

بنابر نظر استاد همائی و مرحوم عباس فرات، تاریخ وفات شادروان وحید دستگردی صاحب مجله ارمغان «ارمغان وحید» است. تاریخ تألیف کتاب پارسی نغز اثر دکتر حکمت بنابر نظر مؤلف، همان «پارسی نغز» معادل 1330 شمسی ماده قرار گرفته است. جا دارد گفته شود که کتاب مزبور متضمن مقالات و اشعار به فارسی سره و خالی از الفاظ عربی است. تاریخ انتشار روزنامة شفق سرخ همان «شفق سرخ» برابر 1340 قمری است که به مدیریت علی دشتی انتشار می‌یافت.

 

مطایبه

نویسندگان و سرایندگان صاحب ذوق در ترتیب مواد تواریخ، حتی از طریق مطایبه نیز حساب جمل را مورد بهره‌برداری قرار داده‌اند. ذیلاً به یک مورد از مطایبات شاعرانه اشاره میکنیم و آرزومندیم بدین ترتیب از خوانندگان عزیز رفع خستگی شده باشد:

در تاریخ بنای مسجدی ‌در اصفهان که به سال 1289 توسط میرزا محمدعلی گلستانه بنا یافته بود میرزا آقاجان شاعر خطاط متخلص به پرتو عبارت «لساعیه فوزعظیم» را ماده قرار داد. حاج میرزا حسن جابری انصاری مؤلف تاریخ اصفهان نوشته است: بانی مسجد گوژی برپشت داشت و مردم، او را محمدعلی قوزی می‌‌گفتند. مرد شوخی یک شب محرمانه نقطه‌ای پهلوی فوز قرار داد و آنرا تبدیل به قوز کرد و چون میرزا محمدعلی گلستانه از ماوقع اطلاع یافت گفت: مردم را ببینید که قوزی بر بالای قوز ما گذاشتند


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 87281


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها