X
تبلیغات
رایتل
علم اعداد
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1384
علم جفر:

این علم با حروف و اعداد و نجوم و صور فلکی سر و کار داره البته در اسلام این علم بیشتردر دست صوفیان بوده و فرق متعددی بر پایه آن ایجاد شد .در جفر به هر حرف عربی وزنی عددی می دهند به حساب ابجد و با انجام یک سری محاسبات آمار و احتمالاتی و وارد کردن پارامتر زمان پاسخ برخی سوالات را بدست می آورند یا اینکه انرژی های متافیزیکی را از این طریق برای انجام امور مادی به کار می گیرند.این مختصر و مفید ترین تعریف ممکن از این علم می باشد.
واضع علم جفر حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام است موضوع علم جفر حروف است یعنی حروف الفبادر علم جفر توضیح داده شده که بین حروف الفبا و پرتوهای کیهانی ستارگان ارتباطاتی وجود دارد و این نکته مشخص است که ستارگان و کواکب با احوال آینده مستقیما در ارتباط هستندیک نکته هم راجع به تقسیمات عنصری است مثلا در قدیم می گفتند طبع آبی یا طبع ترابی یا طبع ناری یا طبع هواییحروف ۲۸ گانه عربی تقسیماتی دارد بعضی از این حروف مال طبع ناری هستند بعضی مال طبع آبی هستندخوب قواعدی نوشته شده که اگر شما می خواهید بدانید که فلان زمین خوب است خریدنش یا نه مثلا حروف سوال را جدا جدا می نویسید با حروف مثلا فلان طبع پشت سر هم می آورید بعد اعداد ابجدی هر یک از حروف را زیر آن می نویسید مبناهایی دارد بر مبنای ۱۶ ۱۶ ساقط می کنید وخلاصه حرفی می ماند محاسبات دیگر تا به نتیجه برسیدو یا سوالات دیگر فلان شخص مریض است حساب می شود با جفر داروی او چیست آیا با این مرض می میرد یا خیر و خلاصه محاسباتی داردکیفیت تاثیر حروف الفبا در سرنوشت را در موضوع نورومولوژی بخوانید

قاعده چنان است اولا باید مطلب را مختصرا بطور سوال نوشت وبقاعده اعداد کبیر سوال را باید عدد گرفت ابجد کبیر بالا است .سوال ما بطور اختصار این است (امام زمان کیست)بحساب ابجد سوال را عدد گرفتیم 670شد باصطلاح این علم این عدد مدخل کبیر است بعد باید حروف سوال راتمام ردٌ به آحاد نمود از عشرات ومات والوف مثلا الف را یک ومیم را 4 وکاف را 2وش را 3 وغین را یک باید گرفت حروف سوال را بااین قاعده عدد گرفتیم 40 شداین مدخل وسیط مجموعی است بعد باید حاصل جمع کل سوال که همان مدخل کبیر باشد الوف آن راردٌ به مات ومات آنرا رد بعشرات وعشرا ت آنرارد به آحاد وآحاد آن همان آحادباشد حساب نمود تا مدخل وسیط کبیر بدست آید مدخل کبیر ما 670 بود با این قاعده مدخل وسیط کبیر ما 67 می شود مات که 600 بود رد بعشرات نمودیم 60شد وعشرات آن که هفتاد بود رد به آحاد نمودیم 7 شد مجموع 67 شد این مدخل وسیط کبیر است مثلا اگر مدخل کبیر ما 672 بود مدخل وسیط کبیر ما 69 می شداین مثال را زدیم برای آنکه اگر مدخل کبیر آحاد هم داشته باشد باید حساب نمود واینطور عمل کرد.
بعد باید مدخل وسیط مجموعی را رد به آحاد نمود تا مدخل صغیر بدست آید مدخل وسیط مجموعی 40بود رد به آحاد نمودیم 4 شد اگر 41 بود 5 می شدقاعده پیدا کردن این چهار مدخل این بود بعد باید عددها را حرف نمود بقاعده ابجد به این قسم که نوشته می شود.
مدخل کبیر =670=ع خ مدخل وسیط مجموع=40=م
مدخل وسیط کبیر =67=ز س مدخل صغیر=4=د
حروف این چهار مدخل را جمع نمودیم این شد:ع خ م ز س د

بعد باید بسط ملفوظی نمودوقاعده این است که حروف را بطوریکه تلفظ میشود باید نوشت مثلا ع را عین باید نوشت ما حروف مدخل ها رابسط ملفوظی نمودیم چنین شد.
ع ی ن خ ا م ی م ز ا س ی ن د ا ل ----این سطر که سطر اول است سطر اساس گویند.باصطلاح این علم سطر دوم سطر نظیره است وعمل آن چنن است که حروف سطر اساس که سطر اول باشد بدایره ابجد ببرند ونظیره بگیرند ودایره ابجد این است که نوشته می شوددردوسطر قاعده نظیره گرفتن است که هر حرفی حرف پانزدهم آن نظیره آن حرف است مثلا الف سین است ونظیره ب عین است وهمینطور تا آخر نظیره ن غین است.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 91746


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها